تبليغاتX
چرک نوشته ها

 در این وانفسای روزگار که دیگر رمقی برای نوشتن برایم نگذاشته و این فضای غبار آلود که هر قلم بدستی را مایوس می کند و انگیزه برو بچه ها را می گیرد من هم به طبع تنبل شدم و دستم در این روزها و هفته ها و ماه هایی که گذشت به روی کیبورد نمی آمد اما در روزهای گذشته پست مطلبی از سوی یکی از دوستان در فیس بوک دیدم که خیلی با معنی و به قول خودمون عمقی بود .کلماتش کوتاه بود اما به نظرم معنایش تا دور دست ها ادامه می یافت . جمله فوق این بود :

 ( وقتی تنهاییم دنبال یک دوست می گردیم ، وقتی پیدایش کردیم دنبال عیب هایش می گردیم ، وقتی از دستش می دهیم دنبال خاطره هایش می گردیم و ... باز تنهاییم )

این جمله خیلی برای من جالب بود چون به عینه خودم تک تک این کلمه ها را تجربه کرده ام  و وقتی که خواندمش انگار تمام خاطرات گذشته ها برایم زنده شد . اگر محتوایی به این جمله نگاه كنيم باید به انسانیت خودمان بیشتر پی ببریم که چرا ذات ما اینگونه است که هنگامیکه در تنهایی به سر می بریم و در سر به جستجوی یک دوست و یار هستیم  و با چه مشقاتی دوست مورد علاقه خود را می یابیم ولی هنوز چند روز ی نگذشته ایرادگیری هایمان شروع می شود و هنوز مدتی نگذشته که همین ایرادگیری ها سبب از دست دادن دوستی می شود که مدت ها در پی بودن با او بودیم اما براحتی او را از دست داده ایم و وقتی باز هم اطرافمان را نگاه می کنیم می بینیم که باز تنهاییم .

انگار که در سرنوشت تمامی انسانها تنهایی جایگاه ویژه ای دارد ، فرقی هم نمی کند برای جوانان ، میانسالان یا پیران ، در همه دوران زندگی برای همه شاید پیش بیاید که تنهایی را باز هم تجربه کنیم . آخر چرا باید انسانهایی که در ظاهر اینقدر رئوف و مهربان به نظر می آیند در این مواقع نتوانند همدیگر را تحمل کنند وبه قول معروف از همدیگر می برند .

در اینجا می خواهم بدانم ریشه این مشکل در کجا است ؟ تمامی انسان ها در روزی که متولد می شوند انرژی شخصیتی آن روز را با خود دارند و در تمامی مراحل زندگی شان به همین صورت رشد پیدا می کنند و بیشتر به همین دلیل هم است که سلایق و علایق ما با هم متفاوت است و شاید دو نفر را پیدا نکنید که صد درصد با هم تفاهم داشته باشند و عین هم باشند . اما  هیچکس هم انتظار ندارد که عین هم باشند زیرا این امری امکان پذیر نیست . پس ما انسانها را بر اساس علم اعداد كه به دو گروه تبدیل می کند  نگاه مي كنيم زیرا که  افراد هر گروه با هم سازگارتر هستند . شاید خودمان هم متوجه این امر در روابطمان نشویم اما میزان کشش و جذب میان افراد هر گروه بسیار بالاست  و  وقتی  ما به فردی علاقه مند می شویم و برایمان جذاب است مطمئن باشید که او از همان گروه شماست  از طرفی دیگر شاید شما با افراد گروه دیگر رابطه برقرار کنید اما طولی نمی کشد که این رابطه ها قطع می شود . ولی کلا اگر ذات انسانها پاک باشد و از استانه تحمل بالایی هم برخوردار باشند دو دوست به دور از هر گونه زشتی و دروغگویی در کنار هم می توانند روزهای خوبی را سپری کنند و در واقع می توان گفت که صداقت و پاکی دو رکن اساسی در هر رابطه سالمی است که پایه های دوستی ما را هر روز مستحکم تر می کند و آنهایی هم که این روش را تجربه کرده اند می دانند که با راستی خیلی بهتر کارهایمان به جلو می رود .

متاسفانه یکی از معضلاتی که ما داریم این است که دروغگو شده ایم و می خواهیم سر هم حتی در روابط عاطفی كه با روح و روانمان سر و كار دارد کلاه بگذاریم که همواره هم افرادیکه اینگونه حرکت کردند سرانجام نتوانستند به پایان راه برسند و طناب آنها خیلی زود پوسیده و از هم جدا شده است. پس چه بهتر است ما که روزها ، ماه ها و سال ها را برای پیدا کردن یار و دوستمان صرف می کنیم و انرژی و وقتمان را برای این کارمی گذاریم  بهتر است که با پاکی ، صداقت و یکدلی هر روز پایه های زندگيمان را مستحکم تر کنیم تا از این طریق هر روز با بدست آوردن آرامش و آسایش بیشتر پله های ترقی را در زندگی مان طی کنیم .

بی شک وقتی سرنوشت بزرگان را مرور می کنیم همیشه متوجه آن می شویم که در کنار آنان دوستان و یارانی صادق و مدبر وجود داشته است که آنان اینگونه شده اند و اگر یکبار این شرایط را دو طرفه امتحان کنید متوجه گفته های فوق می شوید . به امید روزی که هیچکس تنها نماند و به فرد مورد علاقه خود برسد و روزهای طلایی را با او تحربه کند .

یا علی مدد

 

+ نوشته شده توسط چرك نويس در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 18:3 |
وقتي اومد عده‌اي از طيف همفكرش پشتش بوند حاميانش مي‌گفتند براي آمدن و پيروزي او نماز شب و روزه و نذر كرده بودند. سال اول حضورش در  پاستور را كه آغاز كرد درهمان ابتدا ريزش نيروهاي حاميش در انتخابات نهم آغاز شد و محمد خوش چهره مشاور اقتصاديش به عنوان شاخص‌ترين فرد او را ترك كرد.شايد بتوان گفت: سال اول را راحتر از سال‌هاي بعدي گذراند و ريزش نيروي كم‌تري داشت. اما چندي نگذشت كه تصميمات خلق الساعه‌اش باعث شد كه روز به روز اطرافيانش را طرد كند و ديگر در كنارش نبيند. از سال دوم بود كه ديگه وزرا هم ديگر سايه امنيت را بالاي سر خود نداشتند و به قول خودش دولت نهم مثل تيم فوتبال مي‌ماند و همه نمي‌توانند تا دقيقه 90 دوام بياورند و از همين جا بود كه داور بازي هر از چندگاهي سوتش را براي تعويض به صدا در مي‌آورد تا آنجا اين سوت‌ها كشيده شدند كه ديگر هنگامي كه دور و برش را نگاه مي‌كرد نيمي از بازيكناني كه ابتدا با اوهمراه بودند  ديگر كنارش نبودند و تيم فوتبال او جولانگاه آمد و شدهاي چهر‌ه‌هاي نو شده بود. حالا ديگر ازآن زمان‌ها كه او به پاستور آمد خيلي گذشته نمي‌دانم چكار كرده بود كه آن همه مشتاقي كه در روزهاي اول داشت اكنون ديگر در كنار او نيستند و  جامه ديگري در برابر او بر تن كرده‌اند .اونايي هم كه نذر كرده بودند نماز و روزه براي آمدن او گرفته بودند الان پشيمان شده‌اند و باز نذز مي‌كنند كه او برود. نمي‌دانم مگر اين مرد چه كرده كه اينگونه با او برخورد مي‌كنند. برخي مي‌گويند او تصميمات شتابزده  و خلق الساعه مي‌گيرد و آدمي است كه فقط مي‌گويد (من) و دوست ندارد كه ما باشد. عده‌اي ديگر مي‌گويند كارهاي او كارشناسي نيست و آمارهاي غلط به مردم مي‌دهد و علاقه‌مندي ندارد كه واقعيات جامعه را بپذيرد. در مقابل اين گروه‌ها افرادي هم هستند كه  مي‌گويند او ساده زيست است، خدمتگزار است، در روز فقط 5 ساعت مي‌خوابد و از فرط كار زياد دراين مدت محاسنش تغيير رنگ داده است . مي‌گويند او بيشتر با اهداف انقلاب هم خوني دارد و مي‌گويند ... اما مردم درباره او چه مي‌گويند؟ ثروتمندان كه از حضور او خيلي بهره‌ بردند و هر روز با سياست‌هاي اقتصادي او توانستند بر اندوخته‌هاي خود افزون كنند و به همين جهت هم او را بسيار دوست مي‌دارند ولي دهك‌هاي پايين و متوسط جامعه از او راضي نسيتند و مي‌گويند كارهاي او ما را هرروز فقيرتر  و تهي‌دست تر كرده است اما خود او مي‌گويد اين قشر جز حاميان اصلي من هستند چرا كه  من حامي محرومين هستم. به شهر و روستاها سفر مي‌كند. دانش آموزان و كارمندان و زنان خانه‌دار خوشحال مي‌شوند. گروه اول و دوم براي اينكه چند روزي تعطيل هستند گروه سوم هم براي اينكه نيازي ندارند كه چند وعده غذا در خانه طبخ كنند. دراستان‌ها سوار بر اتومبيل هميشگي‌اش مي‌شود و مردم هم كه مجبورند براي نامه دادن به او روانه خيابان‌ها شوند تا اينكه بتوانند نامه‌هايشان را به او بدهند كه حداقل  يك تراول چكي از آمدن او نصيب آنها شود. وقتي از ميان مردم عبور مي‌كند و وارد محل تجمع مردم مي‌شود با شوق و ذوق مي‌گويد كي خستست ؟ مردم هم در جواب مي‌گويند دشمن. البته هر از گاهي هم عليه او و استاندارهايش  هم  شعار مي‌دهند.  ما شاءالله انقدر علاقه به سفر دارد كه به يكبار قناعت نمي‌كند و علاقه دارد دو الي 3 بار اگر فرصت بهش بدن به سفر بره . توشه اين سفرها كه نامه‌هاي آن است درپايان با ترازوهاي سنگين مورد سنجش قرار مي‌گيرند و عازم پاستور مي‌شود. حالا وقتي ديگه هر روز به تقويم و ساعت نگاه مي‌كند مي‌بيند كه زمان رفتن نزديكه اما از آنجايي كه او خيلي اعتماد به نفس دارد نيم نگاهي هم به دوست وفادارش كه داراي لقب سردار ملياردر است دارد و منتظر است كه اين دوست، دوستي ‌اش را به او اثبات كند. ديگه چند روز  بيشتر به انتخابات نمونده ،  نمي‌دونم بازم بايد به حرف‌هاي تكراري او در 4 سال آينده گوش فرادهيم يا اينكه مردم كاري كارستون بكنند وانديشه‌اي ديگر به جاي او را بر مسند دولت بنشانند تا حداقل هم كه شده وقتي جعبه جادويي را روشن مي‌كنيم حرف‌هاي تازه بشنويم . با اميد است كه انسان‌ها زندگي مي‌كنند و زنده هستند من هم اميددارم كه او ديگر در اين مسند نباشد چرا كه  معتقدم او براي اين صندلي ساخته نشده بلكه و جايگاهش پايين تر از جايگاه فعلي اش است . پس با همه اميدي كه داريم با يك يا حسين ديگر اين ملت عزيز شايد و شايد  سيدي  بيايدو همه براي اينكه اتفاقات عجيب ديگر رخ ندهد و از نيروهاي غيبي خبري نباشد ابتدا همت كنند  و سر صندوق هاي راي حاضر شوند  و بعد هم دست‌ها را به روي آسمان بگيرند و دعا كنند تا نتيجه مطلوب ملت از صندوق ها خارج شود.  
+ نوشته شده توسط چرك نويس در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 و ساعت 14:38 |
همواره هنگامی که فصل انتخابات فرا می رسد با واژگان متفاوتی در ادبیات سیاسی آشنا می شویم که در شرایط عادی کمتر گوش ها را نوازش می دهند . یکی از این  واژگان که بسیار هم در ایام انتخابات به گوش می رسد اخلاق انتخاباتی است . اما چرا این واژه بیشتر در هنگامه برگزاری انتخابات بکار می رود ؟

هر روز که به زمان برگزاري انتخابات رياست جمهوري نزديکتر مي‌شويم تحرکات انتخاباتي نامزد‌ها  بالا می گیرد و در قالب مصاحبه، سخنراني، سفر‌هاي استاني، نشست با شخصيت‌ها و گروه‌هاي مذهبي ، ملي  در خصوص چگونگي برنامه‌ها و عملکردهایشان  به هر شکل ممکن به تبليغ مي‌پردازند و شاهد هستيم در پاره‌اي از موارد خصوصا طرفداران نامزد‌ها مطالبي را بيان مي‌دارند که نه تنها موجب تنش در جو سياسي کشور مي‌گردد بلکه بعضا فضاي سياسي را ملتهب و چالش‌هاي ناخواسته‌اي را دامن مي‌زنند که برازنده نظام سياسي کشور ما و شخص گوينده و يا نامزد مورد نظر وي نمي‌باشد.

نامزدها و حامیانشان در آستانه برگزاری انتخابات هنگامی که احساس می کنند نقطه ضعف یا خلائی در انتخابات دارند و شانس رقبای خود را برای موفقیت در عرصه انتخابات بیشتر می بینند ، تلاش می کنند با بداخلاقی و تخریب رقبا این نقیصه خود را برطرف کنند و از این طریق به تخریب رقبای خود در انتخابات می پردازند و بدینوسیله  معمولا فضای سیاسی کشور در هنگامه انتخابات ها ملتهب می شود .

یکی از دلایلی که برخی رو به تخریب می آورند نداشتن هدف و برنامه ای در انتخابات است که  باعث می شود برای جلب توجه جامعه به کارهای غیر اخلاقی رو آورند  . بنابراین کاندیداهایی که دارای چنین شرایطی هستند و خود را در عرصه رقابت انتخاباتی یک بازنده می بینند اقدام به فعالیت های انحرافی می کنند و با دروغ گویی و تخریب شخصیت سعی در جبران کاستی های خود دارند.

قطعا همه بر این نکته تاکید دارند که رعایت اخلاق انتخاباتی از همه جهات چه برای اشخاص و افراد فعال در عرصه انتخابات و چه برای گروه ها و تشکل های سیاسی یک ضرورت محسوب می شود.علاوه بر این موازین قانونی در متن فرهنگ اسلامی نیز رعایت اخلاق اسلامی مورد تاکید بسیار قرار گرفته که علاوه بر ضرورت رعایت اخلاق در مسائل عمومی در عرصه انتخابات این وظیفه مضاعف می شود.لازمه این که مردم در فضایی سالم بتوانند به انتخاب اصلح دست یابند این است که واقعیت ها به گوش مردم رسیده و هر کس شایستگی های خود را در عرصه رقابت های انتخاباتی بروز دهد.اطلاع رسانی نادرست و تخریب رقبا که از مصادیق بداخلاقی در عرصه انتخابات است ، باعث تضییع حقوق مردم شده و هتک حرمت افراد را به دنبال دارد. قطعا افراد متدین از پیش گرفتن چنین رفتاری در انتخابات و عرصه های دیگر پرهیز می کنند.

اما پیامد رعایت نکردن اخلاق در انتخابات برای هر کس که دست به تخریب زده و اخلاق را رعایت نمی کند در حقیقت موجبات تخریب شخصیت خود را فراهم آورده است و تصور جامعه  این است که هر شخصی که با دست پر وارد عرصه انتخابات شده باشد نیازی به این رفتار که دور از شوون اخلاقی است ندارد و به نظر می رسد کسانیکه اقدام به تخریب شخصیت می کنند افرادی هستند که دستشان خالی است و با تخریب قصد دارند نقایص خود را جبران نمایند.

ملت ما از  شعور سياسي بالایی برخوردار است  و با  توجه به فرايند انتخابات و خروجي آن پسنديده نيست که افرادي به خود اين اجازه را بدهند که شعور سياسي مردم را ناديده گرفته و نسبت به طرح سلايق و علايق خود نمايند و موجبات دلخوري نامزدي گردند که در پاره‌اي از موارد موجب ناهنجاري سياسي در فضاي کشور شود که اذهان جامعه را مشوش و اخلاق انتخاباتي را مشوه نمايد. پس جا دارد در کشوري که شعور سياسي مردم بالاتر از شعور سياسي احزاب،گروهها و افراد سياسي قرار مي گيرد خود را قيم مردم ندانيم و بگذاريم تا مردم به آنچه اعتقاد دارند و به آنکس که او را لايق تر مي‌بينند راي دهند و از توهين، افترا و نسبتهاي ناروا خودداري نمائيم.

سخن آخر اینکه با توجه به درک و شعور بالای  مردم کشورمان نامزدها  از هرگونه  تندروي، اتهام و تخريب شخصيت افراد پرهیز کنند تا موجبات آرامش فردي و گروهي را در کشور فراهم آورند و موجب تضعيف نشاط در انتخابات نگردد قطعا نام هرکس از صندوق ها خارج شود حاکي از شکست نيست بلکه خواست مردمي است که مي‌خواهند سرنوشت خود را خود تعيين کنند.

 


 

 

+ نوشته شده توسط چرك نويس در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 و ساعت 14:37 |
دهم ارديبهشت ماه در تقويم ايرانيان به نام خليج نيلگون فارس، مزين شده است، نامي که به جاي مانده از کهن ترين منابع تاريخي و ثبت شده در ديرينه ترين جغرافياي جهان است.
خليج فارس طبق اسناد موجود از هزاره هشتم قبل از ميلاد مورد استفاده تجاري و نظامي ملل دنياي قديم قرار گرفته است. در كتاب حدود العالم به عنوان قديمي ترين كتاب جغرافيا به زبان فارسي كه حدود هزار سال قبل تأليف شده است، نام آن آمده است. خليج پارس از حد پارس برگيرد، با پهناي اندك تا به حدود سند. مي توان گفت از هنگامي كه بشر تاريخ نويسي را آغاز كرد، درياي جدا كننده فلات ايران از شبه جزيره عربستان را درياي فارس يا خليج فارس ناميده است. متأسفانه طي ساليان اخير شاهد جايگزيني نام مجعولي به جز خليج فارس در برخي مجامع بوده ايم .
خليج فارس با داشتن بالاترين ذخاير انرژي نفت و گاز جهان  ساليان متمادي است که از اهميت بالايي نزد قدرت هاي جهان برخوردار است. همچنين فرهنگ و تمدن ايران نيز با نام وزين خليج‌فارس گره خورده  و خليج‌فارس را با نام ايران در همه جا مي شناسند و دشمنان سعي مي کنند تا با خدشه دار کردن اين خليج نيلگون به هويت ملي ايرانيان لطمه بزنند.
يکي از مسائلي که همواره مورد اختلاف ايران با کشورهاي عرب حاشيه خليج فارس بوده است ، مسئله مالکيت جزاير سه گانه ايران است و اين باعث شده  که بيگانگان از نقاط ديگر جهان به اين منطقه بيايند و اختلافاتي را هر چند مرزي ، تاريخي در ميان ايران و اعراب ايجاد کنند .
يکي از مسائل اختلاف انگيز که حول محور خليج فارس مطرح شده است ، موضوع تغيير نام خليج فارس بوده است. نخستين بار انگليسي ها زماني که برخي از کشورهاي حاشيه خليج فارس را در استعمار خود داشتند با هدف اختلاف افکني و تضعيف ايران، نام مجعولي را براي اين خليج مطرح کردند و با پول هايشان سبب شدند در برخي محافل اين نام جعلي بر زبان ها جاري شود . اما با واکنشي که همواره مردم هوشيار ايران در مقاطع مختلف داشته اند، اين هدف خبيثانه آنها تا کنون نتوانسته است به جايي برسد. دفاع از خليج فارس و تعصب نسبت به تاريخ و هويت تاريخي آن نه ريشه در ناسيوناليسم دارد و نه حاصل تبليغات عوام فريبانانه حكومتها است. بلكه اهتمامي است غيرتمندانه که به هوشياري عمومي مي افزايد.
سهم تاريخي پارسيان و نقش حاكميتي آنان در خليج فارس امري نيست كه با تبليغات حاصل از دلارهاي نفتي دهه‌هاي اخير ناديده انگاشته شود. شايد اين لوح زريّن تمدن ايراني در منطقة خليج فارس از چنين تبليغاتي غباراندود شود اما زنگارزدايي از اين جعليات، امر دشواري نيست.
در مقوله عملکرد ايران در حوزه خليج فارس که برخي موضوعات اختلافي را مابين ايران و شوراي هماهنگي خليج فارس ايجاد کرده است، طي سالهاي اخير مسئولان دستگاه ديپلماسي نتوانستند آنگونه که از آنها انتظار مي رفت در برابر هجمه هاي اعراب و ادعاهاي واهي آنها درباره جزاير سه گانه ايران واکنش از خود نشان دهند و  بعضا با سکوت ميدان را براي آنها خالي کردند تا بيشتر در اين زمينه جولان بدهند .
در دفاع از هويت خليج فارس سال هاست كه دچار گونه‌اي شتاب‌زدگي در تصميمات و در جازدگي شده ايم. در چنين فضايي رقباي ما كوشيدند، سرمايه گذاشتند و بهره بردند. الفاظ و عبارات برساخته و هويت جعلي را سامان دادند و ما نيز گاه به ضرورت شتاب‌زدگي در تصميمات فردي در زير تابلوي تحريف شده آنها از خليج فارس به عنوان نماينده عظمت ايراني مسلمان جاي خوش كرديم و نابخردانه خرسند از آن بوديم كه مي‌توانيم با عباراتي چون «اسلامي» و «دوستي» فصل مشتركي را پيدا كنيم و بحرانهاي حاصل از كم كاري علمي - پژوهشي خود را كاهش دهيم. غافل از آن كه خليج فارس نه پسوندي دارد و نه اطلاقي ديگر غيراز دو واژه ساده ؛ خليج فارس.
متاسفانه برخي سفرهاي رسمي مسئولان در سالهاي گذشته به کشورهاي حاشيه خليج فارس نه تنها هيچ گامي براي اثبات هويت خليج فارس نداشت بلکه هويت ملي اين خليج پارسي را زير سوال برد و موجبات برخي ابهامات را نزد برخي افراد سود جو فراهم آورد.
حال به نظر مي رسد در سال هاي گذشته نوع عملکردمان در خليج فارس از جديت خاصي برخوردار نبوده است و با مطرح کردن نام هايي ديگر براي خليج فارس ، به دست خودمان توپ را در ميدان کشورهاي حاشيه خليج فارس قرار داده ايم و اين بدعت اگر ادامه يابد، شايد فردا روزي نام هاي جعلي براي خليج هميشه فارس را نيز بپذيريم.
اما در خصوص مناقشه ايران با امارات بر سر جزاير سه گانه چه راهکاري را بايد اتخاذ کرد ؟
پيشنهاد مي شود که ابتدا به ساکن در اين مقوله به استنادات تاريخي هر دو کشور رجوع شود و بر اين اساس دو کشور به يک تصميم مشترک زير نظر سازمان ملل برسند تا بلکه بتوان به اين مناقشات بيهوده پايان داد.
دومين پيشنهاد اينکه شوراي حکميتي از سوي جهان اسلام تشکيل شود که مورد تاييد دو طرف باشند و اين شورا با نهايت بي طرفي مستندات دو کشور را در ارتباط با موارد اختلافي بررسي کنند و به يک تصميم مشترک و معقول برسد و هر دو کشور نيز موظف به تمکين از تصميم اين شورا باشند .
با اين حال به نظر مي رسد که با اين شيوه اي که هر دو کشور در اين زمينه در پيش گرفته اند و هر روز يک طرف ادعاي مالکيت مي کند و طرف ديگر اين ادعا را رد مي کند، نمي توان تا ساليان متمادي به نتيجه اي رسيد و تنها اين شيوه بر سوء تفاهمات ميان دو کشور مي افزايد اما اگر دو کشور اين اهتمام را داشته باشند که اين موضوع را فيصله دهند، شايد با گفت و گو و مذاکره بتوان به نتايجي هر چند حداقلي رسيد .
+ نوشته شده توسط چرك نويس در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 12:22 |