مسابقات فوتسال جام احزاب با پيش قدم شدن مشاركتي ها و به خصوص شهاب طباطبايي
اولين دوره اش كليد خورد و ما هم با كسب تكليف از آقاي احمدي ، دبير كل حزب
همبستگي تيمي را از حزب همبستگي روانه اين مسابقات كرديم .
تيم ما از بازي اولي كه انجام داد و در ظرف 5 دقيقه 4 گل به تيم نهضت ازادي زد
و خيلي سر و صدا كرد و برخي دوستان از همان روز اول به من مي گفتند كه تيمت قهرمان مي شه
....
در گروه ما كه تيمهاي نهضت ازادي و خانه كشاورز حضور داشتند اول شديم و به تيم
كارگزاران ب كه تيم محمد تميز كار بود خورديم . اين تيم آقاي تميز كار شب قبل از
بازي با ما يك غوغايي در سالن به پا كرده بود و حسابي همه دوستان حامي تيم ما شده
بودند و مي خواستند كه ما اين تيم را حذف كنيم . البته قدرت تيم ما به قدري بود كه
نيازي به اين حمايت ها نداشت چون تيم كارگزاران ب را 10 بر 0 برديم و به نيمه
نهايي رسيديم .
در نيمه نهايي هم به كارگزاران الف خورديم كه به نظرم از تيم ب كارگزاران ضعيف
تر بود چون ضعيفه اي مثل محمد مرعشي سرپرستش بود !!! به تيم مرعشي هم 6 تا زديم ديگه
دلم به حالشون سوخت گفتم بچه ها ديگه گل نزنيد و خودتونو خسته نكنيد . آها داشت يادم
مي رفت من در اين بازي از ناحيه كشاله ران مصدوم شدم وادامه بازي برايم مقدور
نبود و مجبور به ترك زمين شدم.
با اين چهار بازي كه انجام داديم بالاخره پيش بيني كه برخي دوستان مي كردند
داشت نزديك به واقعيت مي شد كه برخي ها نذاشتند !!! تيم ما به فينال رسيد و به تيم
مجمع فرهنگيان كه واقعا يك تيم فوتسالي
هماهنگ بودند خورد .
بايد يادآوري كنم كه داوري ها در اين دوره از مسابقات واقعا از افتضاح هم
مقداري اونبرتر بود .حالا اينو داشته باشيد تا قضيه ديدار فينالو بگم ...
قبل از بازي بچه ها كه بازي تيم ما و فرهنگيان را ديده بودند معتقد بودند كه
ما از آنها قوي تر هستيم و قهرمان خواهيم شد .
بچه هاي ما هم با اين حرف ها تيم رقيب رو دست كم گرفتند و وقتي بازي شروع شد
در همان دقيقه اول با يك شوت دروازه ما باز شد . همين امر باعث شد كه شيرازه تيم
ما از هم بپاچه و بچه ها احساسي بازي كنند .اين بازي احساسي و درگيرانه در ادامه دو گل ديگر براي ما به ارمغان آورد تا
اينكه نيمه اول با نتيجه سه بر صفر تمام شد .
نيمه دوم شروع شد و ما فشار مي آورديم كه گل بزنيم اما تيم رقيب خوب دفاع مي
كرد و چند تا تك به تك را از بچه هاي ما گرفتند .بازي در نيمه دوم
ادامه داشت كه يك نا داوري يكي از بازيكنان ما را بسيار عصباني كرد و باعث شد كه به
سمت داور برود و او را هل بدهد .
صحنه از اين قرار بود كه بازيكن تيم ما به دنبال
توپ مي دويد اما يار مقابل با سد كردن راه او جلوي ادامه حركت او را گرفت اما داور
از اين صحنه بي تفاوت گذشت و همين بي
توجهي داور كه معتقدم در اين بازي با بد سوت زدن كنترل بازي را از دست داده بود
نقطه سر آغاز اختلافات ميان تيم ما و داور شد و ما هم به دليل اعتراض به اين تصميم
غلط داور از ادامه بازي امتناع كرديم و از ادامه بازي فينال صرفنظر كرديم چون با
آن وضعيتي كه بوجود اومده بود بهتر بود كه بازي نكنيم چون اگر بازي ادامه داشت
شايد اتفاقات بدتري مي افتاد ....
با اين اتفاقاتي كه افتاد قهرماني جام احزاب مفتي مفتي از دستمون پريد و مجمع
فرهنگيان كه از تيم هاي وابسته به مشاركت
بود قهرمان اين مسابقات شد.
در پايان اين داستان غم انگيز هم بچه ها را از رختكن به زمين آوردم تا با تيم
رقيب دست بدند و قهرماني را به آنها تبريك بگند تا بعضي ها فكر نكنند كه به خاطر
اينكه عقب بوديم بازي را ادامه نداديم .بدانيد
كه ما فقط اين بازي را فقط به خاطر داوري
ضعيف داور ادامه نداديم نه چيز ديگر...
در خاتمه اين نگارش هم لازم مي دانم كه از دوستان جبهه مشاركت و به الخص شهاب
طباطبايي كه باني برگزاري اين مسابقات بود تشكر كنم و اميداورم كه اين مسابقات
تجربه خوبي باشد براي دوره هاي بعدي اين مسابقات ، تا هر چه اين مسابقات با شكوه تر و قانونمند تر برگزار
شود.
