تبليغاتX
چرک نوشته ها
دولت نهم در این مدتی که برصدر مسند اداره کشور بوده است به گونه ای عمل کرده است که همه سلایق سیاسی کشور را بسج شده اند تا تغییر در اداره کشور به وجود آید و هر چه هم به تاریخ انتخابات دهم ریاست جمهوری نزدیکتر می شویم پی گیری این موضوع در میان دو جناح اصلی کشور جدی تر می شود .دولت نهم و رییس آن ، محمود احمدی نژاد که در زمره اصولگرایان قرار می گیرند، با کارنامه ای که در این سه سال و اندی از خود به جای گذاشته اند ، اصولگرایان را نیز بر آن داشته است که برای حفظ آبرویشان به دنبال تغییر مهره تقریبا همفکر خود به تکاپو بیافتند .
اکنون گزینه های متعددی در جناح اصولگرا برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری وجود دارد که امکان حضورشان در انتخابات زیاد است و به همین دلیل برخی از چهره های سرشناس اصولگرا طرح تشکیل دولت ائتلافی را مطرح می کنند و عده ای هم طرح عبور از احمدی نژاد را پیشنهاد می کنند و از طرح این تئوری ها به دنبال تغییر در بالاترین سطح مدیریتی کشور هستند و به نظر می رسد از عملکرد محمود احمدی نژاد که یک اصولگرا است راضی نیستند .
از سوی دیگر در جناح اصلاح طلب هم تحرکات فراوانی برای انتخابات ریاست جمهوری وجود دارد و آنها هم همچون رقبای اصولگرایشان دغدغه اداره صحیح کشور را دارند و از مدتها قبل به دنبال تغییر درمدیریت کشور بودند و تنها راه تغییر در کشور را نیز از راه انتخابات آزاد و دموکراسی می دانند و از اینرو برای وحدت و رسیدن به یک کاندیدای واحد ماه هاست که رایزنی و تلاش می کنند که تا کنون به نتیجه ای نرسیده اند .
لازم به ذکر است تا کنون در طول حیات جمهوری اسلامی ، روسای جمهوری که انتخاب شده اند به طور معمول دو دوره قانونی خود را بر مسند اداره کشور بودند و اکنون محمود احمدی نژاد که تنها دوره اول ریاست جمهوری اش در حال سپری شدن است و به همین سبب تمام مدیران اجرایی کشور تا پایین ترین سطح جز هواداران رییس دولت نهم هستند و علاقه دارند که به هر قیمتی ریاست احمدی نژاد بر دولت برای چهار سال دیگر تمدید شود و با این شرایط قطعا تغییر در دولت آنهم در مابین دور اول و دوم ریاست جمهوری فردی که در راس هرم قدرت است طبیعتا بسیار سخت و دشوار خواهد بود . اما هیچ چیزی در عالم طبیعت مطلق نیست و قطعا امکان تغییر در این شرایط نیز مطلق نخواهد بود و به نظر می رسد این تغییر با وجود تبصره هایی امکان پذیر خواهد بود.یکی از این تبصره ها حضور شخصیتی محبوب و مورد اعتماد مردم در صحنه انتخابات است که بتواند با جایگاه مناسبش در جامعه بتواند رای بالایی را در انتخابات کسب کند .با این اوضاع هر چقدر به درون اردوگاه اصولگرایان بنگریم فردی با خصوصیات فوق نمی توانیم پیدا کنیم .
اما در اردوگاه اصلاح طلبان فردی که خصوصیات فوق را داشته باشد وجود دارد که تنها گزینه ای است که در میان سیاسیون حاضر دارای این ویژگی ها است و او فردی جز سید محمد خاتمی نیست.در این سطور سعی دارم نکاتی را در خصوص حضور خاتمی در انتخابات بیان کنم.وزیر مستعفی ارشاد دولت هاشمی رفسنجانی که تا قبل از دو خرداد ۷۶ شاید هیچ کس فکر آنرا نمی کرد که روزی این سید خندان به چنین جایگاهی در جامعه ایرانی برسد و براستی باید گفت که خاتمی در ۲ خرداد ۷۶ مجددا متولد شد و تولد دوباره ای با رای ملت داشت.خاتمی اکنون باید بر این موضوع اشراف داشته باشد که تنها متعلق به شخص سید محمد خاتمی نیست بلکه او متعلق به یک طیف گسترده از جامعه ایرانی است که با تک تک رای هایشان در دو انتخابات به طور متوالی او را به این جایگاه رفیع رساندند و امروز هم اگر مردم بعد از گذشت یک دوره نا موفق در ریاست جمهوری باز نام خاتمی را زیر لب زمزمه می کنند او نباید بی تفاوت از کنار این دریای بی کران تقاضا ها برای حضور در انتخابات عبور کند زیرا اکنون حضور مجدد خاتمی در انتخابات دهم تبدیل به یک مطالبه ملی شده است .
 اصلاح وضعیت فعلی کشور به دست هر فردی که بتواند آنرا به سرانجام برساند قطعا یک وظیفه ملی خواهد بود و در شرایط موجود کشور تنها گزینه ای که در ذهن ها خطور می کند و ظرفیت تغییر دادن را دارد شخص سید محمد خاتمی است.خاتمی با تجربه ۸ ساله دولت اصلاحات و جایگاه رفیعی که در داخل و خارج کشور دارد بی تردید ظرفیت و سرمایه ای عظیم برای کشور است که متاسفانه در طول این سه سال مسوولان امر به آن بی توجه بودند و از ظرفیت او در حل مسایل مختلف کشور استفاده نکردند.خاتمی اکنون تنها کورسویی است که می تواند به راحتی پیوند میان حکومت و مردم را بوجود بیاورد و همچنین با حضورش بسیاری از معترضین که در قالب آرای خاموش وجود دارند را وارد صحنه انتخابات کند تا در تعیین سرنوشت کشورشان سهیم باشند. یکی دیگر از ویژگی های خاتمی محبوبیت و صداقت او با مردم است که باعث شده است از اکنون کارشناسان ، فعالین سیاسی و نظرسنجی ها ، پیش بینی پیروزی او را در انتخابات می کنند و شاید اگر خاتمی سرانجام رضایت دهد که در انتخابات حاضر شود و روند اجرایی و نظارتی انتخابات هم انشا الله سالم باشد مجددا شاهد خلق حماسه ای دیگر همچون حماسه دو خرداد خواهیم بود .مردان خطر پذیر همواره در برهه های حساس می توانند کشورشان را از وجود بحران ها نجات دهند و اکنون با این شرایط حساس و بحرانی کشور که هر روز بر وسعت این بحران ها افزوده می شود ، این خاتمی است که تنها واجد صلاحیت لازم برای منصب ریاست جمهوری ایران عزیر است .
یک رجل سیاسی همواره باید این شجاعت را داشته باشد که در میدان های نابرابر حضور یابد و ببازد وهیچگاه نباید از ترس مرگ خودکشی کرد.در حال حاضر کشور عزیز ما برای رهایی از بحران های داخلی و بین المللی نیازمند خرج اعتبار و محبوبیت فردی همچون خاتمی است و اگر قرار نباشد این اعتبار و محبوبیت خاتمی در شرایط فعلی برای نجات کشور خرج شود معلوم نخواهد بود که این اعتبار برای چه روزی می خواهد ذخیره شود. شاید این اعتبار برای روزی ذخیره شود که دیگر به کار کشور و مردم نیاید و خاتمی تبدیل به یک میرحسین موسوی دیگر شود که دیگر هیچ اثر گذاری در جامعه نداشته باشد. یک ضرب المثل معروف می گوید که جلوی ضرر را هر جا که بگیرید منفعت است .فی الواقع خاتمی باید تردیدهایش را کنار بگذارد و برای رفاه و نجات هموطنانش وارد صحنه انتخابات شود.
همواره فرصت هایی که برای ما بوجود می آید تکرار شدنی نخواهند بود و اگر ما فرصتی را که اکنون برایمان بوجود آمده را به بهانه های واهی از دست بدهیم طبیعتا به تاریخ و مردم خود ظلم کرده ایم و به نوعی هم می توان گفت پشت کردن به این همه درخواست برای حضور در انتخابات یک کفران نعمت محسوب می شود که اگر در آینده کشوربا مشکلات و معضلات عدیده ای روبرو شد باید در برابر مردم پاسخگو باشد که چرا در زمانی که می توانست به کشور کمک کند از قبول مسئولیت شانه خالی کند.
خاتمی در حال حاضر برای حضور در صحنه انتخابات دو پیش شرط را تعیین کرده است که در صورت تحقق این پیش شرط ها وعده کرده است که وارد انتخابات خواهد شد. یکی از این پیش شرط های خاتمی تفاهم با ملت است که در سخنان اخیرش در جمع فرهنگیان عنوان کرده بود که در ۸ سال دولتش توانسته بود با مردم به تفاهم برسد و احتمالا در این دوره هم دو از ذهن نخواهد بود که در رسیدن به تفاهم با ملت مشکلی را پیش روی خود داشته باشد .پیش شرط دوم خاتمی این است که تا چه مقدار امکان عملی شدن برنامه‌هایش وجود دارد؟ این پیش شرط خاتمی با شرایطی که دولت نهم در طی این سه سال و اندی برای کشور بوجود آورده مقداری تحققش سخت به نظر می رسد و همین امر نیز تبدیل به بزرگترین دغدغه خاتمی برای حضور در انتخابات شده است و به نظر می رسد در این میان مشاوران و نزدیکان او در این زمینه با بررسی هایی که انجام خواهند داد می توانند کمک شایانی به تصمیم گیری خاتمی بکنند .
 اما از همه این مباحث که می گذریم در موضوع حضور خاتمی در انتخابات ، ساز و کار چگونه آمدن خاتمی مهمتر از آمدنش است و این ساز و کار چگونه آمدن است که می تواند سبب شود در کشور تغییر بوجود آید و قطعا باید در این زمینه بررسی های فراوانی از سوی اصلاح طلبان صورت بگیرد.در پایان این سطور اگر خاتمی سرانجام تصمیم به حضور در انتخابات گرفت باید به چند نکته توجه کند:۱- شرایط امروز کشور با شرایط سال ۷۶ بسیار متفاوت است و به قولی کشور کاملا یکدست شده است و به هم زدن حیاط خلوت اصولگرایان در این موقعیت قطعا دارای تبعاتی خواهد بود که باید از الان برای این مسائل برنامه ریزی شود و به همین دلیل خاتمی در این دوره باید با استفاده از تجربه ۸ ساله ای که در دولت دارد بسیار مقاو تر از گذشته و همراه با ایسادگی استوار به فکر پیروزی در انتخابات باشد.۲- خاتمی به طور حتم ظرفیت و سرمایه ای برای کشور محسوب می شود و اگر این دوره بیاید و در انتخابات هم پیروز شود برای اصلاح کشور باید با اعتماد به نفسی بالا و انگیزه و روحیه ای مضاعف فعالیت خود را از سر بگیرد تا بتواند کشور را از وجود این مشکلاتی که در این مدت کوتاه به وجود آمده تهی کند و اگر بخواهد طبق رویه هشت ساله اش در دولت اصلاحات عمل کند شاید کار به جایی نرسد و باز نقطه سر خط بماند.
+ نوشته شده توسط چرك نويس در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت 20:54 |

با اينكه مدتي ديگه مجلس نمي رم اما امروز به بهانه استيضاح كردان از صبح كه از خونه زدم بيرون  كه برم سر كار گوشي راديو تو گوشم بود تا حوالي ساعت يك .

 

نمي دونم يه جورايي دلم به حال اين كردان بيچاره مي سوخت وقتي مي گفت پسرم مدتيه دانشگاه نمي ره دخترام به شهرستان مهاجرت كردند و وقتي نوباوه تو چشماي كردان زل مي زنه مي گه دروغگو يا هدايت خواه مي گه فيروز آبادي هم حرفهاي كردان را تكذيب كرده يا قنبري با ان شدت عليه اش نطق مي كنه ...

 

كافيه يك لحظه خودمونو در يكي از اين حالات قرار بديم ببينيم كه اوضاع چجوري مي شه ولي با همه اين اوصاف عكس هاي جلسه استيضاحو كه مي ديدم كردان همش داشت مي خنديد ! آخر اعتماد به نفس اين موجود !

 

وقتي امروز كردان كيسه بوكسي شده بود كه هر كسي كه رد مي شد يك مشت بهش مي زد ياد اين جمله افتادم كه سياست پدر و مادر نداره و خيلي كثيفه . شايد يكي از روزهايي كه اخلاق به كنار رفت و كثافت جايش را گرفت امروز بود كه اين بنده خدا رو چسبونده بودند كنج ديوار تا مي خورد مي زدنش ....

 

فارغ از صف بندي هاي سياسي  با اين جلسه امروز احساسم اين بود كه كردان كمي تا مقداري مظلوم واقع شده و همه هم در روز آخر پشتشو خالي كردند تا با مغز به زمين بخوره ...

 

احمدي نژاد كه پايه ثابت حمايت از نيروهاشه و از مشايي كه آن اراجيف را گفته بود سفت و سخت حمايت كرد اما امروز تو زرد از كار در اومده بود و با اينكه قبلا گفته بود مياد مجلس از كردان حمايت كنه اما تنهاش گذاشت و به كابينه اش هم اجازه نداد كه برن مجلس و فقط كردان مجلس بود و معاونانش . لاريجاني هم كه امروز گل كاشتو حسابي پشت كردانو خالي كرد.

 

نمي دونم اگر يكي در سياست دچار اشتباه مي شه بايد اينجوري پاسخشو بديم ؟ آيا احمدي نژاد كه تو اين مدت اينقدر اشتباه كرده فردا چه بلايي به سرش خواهد آمد ؟فكرشو كرده كه شايد همين برنامه كردان براي او هم تكرار بشه ؟

 

اينها همه سوالاتي است كه جوابي برايشان ندارم  شايد آينده به خيلي از سوال هاي ما جواب بدهد .

اميدوارم ديگر چنين روزهايي را در عرصه سياست نبينم چون امروز خيلي حالم از اين سياست بهم خورد ....

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط چرك نويس در سه شنبه چهاردهم آبان 1387 و ساعت 21:36 |

دولت نهم در سال 84 كه پاستور را تحويل گرفت ،سياست خارجي ايران در بهترين وضعيت موجود بود و تنش ها در جامعه بين المللي در كمترين حد براي جمهوري اسلامي ايران بود.

سياست تهاجمي و ماجراجويانه كه از سوي دولت نهم در سياست خارجي اتخاذ شد سبب شد كه شوراي امنيت سازمان ملل چهار قطعنامه را درباره فعاليت هاي هسته اي ايران به تصويب برساند و از طرح موضوع هولوكاست نيز سودي نصيب ما نشد و تنها از طرح اين موضوع ما متضرر شديم و اين اقدام باعث شد كه مجمع عمومي سازمان ملل به اتفاق آرا يك قطعنامه را به تصويب برساند كه بر اساس اين قطعنامه هولوكاست به عنوان يك واقعيت تاريخي پذيرفته شد و همچنين روز ي هم به نام روز جهاني هولوكاست ثبت شد و از اين اقدام سازمان ملل تنها رژيم غاصب صهيونيستي سود برد و توانست پس از سالها ناكامي هولوكاست را به ثبت برساند .

كارشناسان مسايل سياست خارجي معتقدند كه سياست خارجي دولت نهم يك سياست ماجراجويانه است كه در منطقه حساس و بحراني خاورميانه اتخاذ اين سياست براي ما خطر آفرين خواهد بود و باعث مي شود  كشورهاي قدرتمند و موثر دنيا بر عليه ايران جبهه گيري كنند و با فشار مانع رابطه مستقيم ديگر كشورها با ايران شوند .

از اينرو اگر در ماه هاي اخير به سفرهاي ديپلماتيك به ايران نگاه كنيم متوجه خواهيم شد كه مقامات رسمي و مسوول در كشورهاي دنيا كمتر تمايل به سفر به ايران و برقراري ارتباط مستقيم با كشورمان دارند و بيشتر در ماه هاي اخير شاهد بوديم كه مقامات سابق كشورها كه اكنون مسئوليتي در كشورشان بر عهده ندارند بار سفر به ايران مي بندند و با مقامات رسمي ايران ديدار و گفتگو مي كنند.

اين رفتار در ديپلماسي  ديگر كشورها با ما نشان دهنده عملكرد ضعيف دستگاه ديپلماسي ما در سالهاي اخير است كه سبب شده كمتر كشوري علاقه داشته باشد كه به صورت رسمي با ايران ارتباط داشته باشد .

برخي از تحليلگران معتقدند كه اتخاذ موضع گيري هاي نامناسب از سوي مقامات كشورمان باعث شده كه كشورها تمايلي به ارتباط مستقيم با ايران نداشته باشند و برخي ديگر از تحليلگران اعتقاد بر اين دارند كه تاثير سفرهاي غير رسمي كمتر از سفرهاي رسمي نيست و حتي اين سفرها را مهمتر از سفرهاي مقامات مسوول مي دانند .

+ نوشته شده توسط چرك نويس در یکشنبه دوازدهم آبان 1387 و ساعت 12:52 |