در اواخر انتخابات هشتم مجلس بود که با بچه ها در ستاد ائتلاف بحث ریاست جمهوری شد . آن زمان بچه ها معتقد بودند که خاتمی وارد انتخابات نمی شود و بحث روی امثال عارف ، نجفی و رضا خاتمی بود و خیلی ضعیف و نا امیدانه برخی ها سخن از آمدن خاتمی می کردند . خوب آن زمان که فله ای کاندیداهای اصلاح طلبان را در مجلس رد صلاحیت کردند این انتظار هم از دوستان بعید نبود که در فکرشان نگنجد که خاتمی می آید و اگر هم یک مروری بر اتفاقات یکسال گذشته داشته باشیم و مو شکافی کنیم متوجه خواهیم شد که خاتمی نمی خواست بیاد و اوردنش !

در این چند ماه گذشته که دیگه بحث آمدن نیامدن خیلی داغ شده بود و بعد از دیدار خاتمی با مردم ایلام هم که سوت بازی خاتمی یا میرحسین زده شد روزگار سختی بر همه حامیان خاتمی گذشت .هر روز یک خبر یا شایعه می اومد که خاتمی اومد فرداش می گفتند نیامد و باز یک روز می گفتند میرحسین اومد روز دیگه می گفتند نمی یاد . با این اوضاعی که در این چند ماه گذشته اتفاق افتاد واقعا همه بچه ها خسته شده بودند و حتی اگر این بازی می خواست بیش از این ادامه پیدا کنه من فکر کنم که دیگه همه می بریدند و از کوره در می رفتند!
بالاخره بعد از این همه آزردگی هایی که بچه ها در این مدت کشیدند می شه گفت که خاتمی ما را کشت تا اومد .
در آمدن خاتمی برخی احزاب نقش تاثیر گذاری داشتند و برخی دیگر از احزاب هم بو می کشیدند که حمایت از کدام نامزد منافع آنها را تامین می کند تا از او حمایت کنند و جالبتر آنکه برخی از هواداران ساده لوح این احزاب این تحرکات سران حزب خود را ناشی از زیرکی آنها عنوان می کنند اما اشاره ای به کاسب کار بودن این افراد نمی کنند و نمی گویند که این احزاب تنها به خاطر تامین منافع و گرفتن پست و مقام است که دور و بر این آن سوسه می روند .
حامیان واقعی خاتمی کاملا مشخص هستند و نیازی نیست که در این باره توضیحی بدهم اما باید در این برهه که خاتمی اعلام کاندیداتوری کرده است مواظب افراد منفعت طلب و سود جو که همواره در چنین مواقعی گردش های 180 درجه ای دارند باشیم .
یا علی مدد...
