تبليغاتX
چرک نوشته ها
وقتي اومد عده‌اي از طيف همفكرش پشتش بوند حاميانش مي‌گفتند براي آمدن و پيروزي او نماز شب و روزه و نذر كرده بودند. سال اول حضورش در  پاستور را كه آغاز كرد درهمان ابتدا ريزش نيروهاي حاميش در انتخابات نهم آغاز شد و محمد خوش چهره مشاور اقتصاديش به عنوان شاخص‌ترين فرد او را ترك كرد.شايد بتوان گفت: سال اول را راحتر از سال‌هاي بعدي گذراند و ريزش نيروي كم‌تري داشت. اما چندي نگذشت كه تصميمات خلق الساعه‌اش باعث شد كه روز به روز اطرافيانش را طرد كند و ديگر در كنارش نبيند. از سال دوم بود كه ديگه وزرا هم ديگر سايه امنيت را بالاي سر خود نداشتند و به قول خودش دولت نهم مثل تيم فوتبال مي‌ماند و همه نمي‌توانند تا دقيقه 90 دوام بياورند و از همين جا بود كه داور بازي هر از چندگاهي سوتش را براي تعويض به صدا در مي‌آورد تا آنجا اين سوت‌ها كشيده شدند كه ديگر هنگامي كه دور و برش را نگاه مي‌كرد نيمي از بازيكناني كه ابتدا با اوهمراه بودند  ديگر كنارش نبودند و تيم فوتبال او جولانگاه آمد و شدهاي چهر‌ه‌هاي نو شده بود. حالا ديگر ازآن زمان‌ها كه او به پاستور آمد خيلي گذشته نمي‌دانم چكار كرده بود كه آن همه مشتاقي كه در روزهاي اول داشت اكنون ديگر در كنار او نيستند و  جامه ديگري در برابر او بر تن كرده‌اند .اونايي هم كه نذر كرده بودند نماز و روزه براي آمدن او گرفته بودند الان پشيمان شده‌اند و باز نذز مي‌كنند كه او برود. نمي‌دانم مگر اين مرد چه كرده كه اينگونه با او برخورد مي‌كنند. برخي مي‌گويند او تصميمات شتابزده  و خلق الساعه مي‌گيرد و آدمي است كه فقط مي‌گويد (من) و دوست ندارد كه ما باشد. عده‌اي ديگر مي‌گويند كارهاي او كارشناسي نيست و آمارهاي غلط به مردم مي‌دهد و علاقه‌مندي ندارد كه واقعيات جامعه را بپذيرد. در مقابل اين گروه‌ها افرادي هم هستند كه  مي‌گويند او ساده زيست است، خدمتگزار است، در روز فقط 5 ساعت مي‌خوابد و از فرط كار زياد دراين مدت محاسنش تغيير رنگ داده است . مي‌گويند او بيشتر با اهداف انقلاب هم خوني دارد و مي‌گويند ... اما مردم درباره او چه مي‌گويند؟ ثروتمندان كه از حضور او خيلي بهره‌ بردند و هر روز با سياست‌هاي اقتصادي او توانستند بر اندوخته‌هاي خود افزون كنند و به همين جهت هم او را بسيار دوست مي‌دارند ولي دهك‌هاي پايين و متوسط جامعه از او راضي نسيتند و مي‌گويند كارهاي او ما را هرروز فقيرتر  و تهي‌دست تر كرده است اما خود او مي‌گويد اين قشر جز حاميان اصلي من هستند چرا كه  من حامي محرومين هستم. به شهر و روستاها سفر مي‌كند. دانش آموزان و كارمندان و زنان خانه‌دار خوشحال مي‌شوند. گروه اول و دوم براي اينكه چند روزي تعطيل هستند گروه سوم هم براي اينكه نيازي ندارند كه چند وعده غذا در خانه طبخ كنند. دراستان‌ها سوار بر اتومبيل هميشگي‌اش مي‌شود و مردم هم كه مجبورند براي نامه دادن به او روانه خيابان‌ها شوند تا اينكه بتوانند نامه‌هايشان را به او بدهند كه حداقل  يك تراول چكي از آمدن او نصيب آنها شود. وقتي از ميان مردم عبور مي‌كند و وارد محل تجمع مردم مي‌شود با شوق و ذوق مي‌گويد كي خستست ؟ مردم هم در جواب مي‌گويند دشمن. البته هر از گاهي هم عليه او و استاندارهايش  هم  شعار مي‌دهند.  ما شاءالله انقدر علاقه به سفر دارد كه به يكبار قناعت نمي‌كند و علاقه دارد دو الي 3 بار اگر فرصت بهش بدن به سفر بره . توشه اين سفرها كه نامه‌هاي آن است درپايان با ترازوهاي سنگين مورد سنجش قرار مي‌گيرند و عازم پاستور مي‌شود. حالا وقتي ديگه هر روز به تقويم و ساعت نگاه مي‌كند مي‌بيند كه زمان رفتن نزديكه اما از آنجايي كه او خيلي اعتماد به نفس دارد نيم نگاهي هم به دوست وفادارش كه داراي لقب سردار ملياردر است دارد و منتظر است كه اين دوست، دوستي ‌اش را به او اثبات كند. ديگه چند روز  بيشتر به انتخابات نمونده ،  نمي‌دونم بازم بايد به حرف‌هاي تكراري او در 4 سال آينده گوش فرادهيم يا اينكه مردم كاري كارستون بكنند وانديشه‌اي ديگر به جاي او را بر مسند دولت بنشانند تا حداقل هم كه شده وقتي جعبه جادويي را روشن مي‌كنيم حرف‌هاي تازه بشنويم . با اميد است كه انسان‌ها زندگي مي‌كنند و زنده هستند من هم اميددارم كه او ديگر در اين مسند نباشد چرا كه  معتقدم او براي اين صندلي ساخته نشده بلكه و جايگاهش پايين تر از جايگاه فعلي اش است . پس با همه اميدي كه داريم با يك يا حسين ديگر اين ملت عزيز شايد و شايد  سيدي  بيايدو همه براي اينكه اتفاقات عجيب ديگر رخ ندهد و از نيروهاي غيبي خبري نباشد ابتدا همت كنند  و سر صندوق هاي راي حاضر شوند  و بعد هم دست‌ها را به روي آسمان بگيرند و دعا كنند تا نتيجه مطلوب ملت از صندوق ها خارج شود.  
+ نوشته شده توسط چرك نويس در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 و ساعت 14:38 |
همواره هنگامی که فصل انتخابات فرا می رسد با واژگان متفاوتی در ادبیات سیاسی آشنا می شویم که در شرایط عادی کمتر گوش ها را نوازش می دهند . یکی از این  واژگان که بسیار هم در ایام انتخابات به گوش می رسد اخلاق انتخاباتی است . اما چرا این واژه بیشتر در هنگامه برگزاری انتخابات بکار می رود ؟

هر روز که به زمان برگزاري انتخابات رياست جمهوري نزديکتر مي‌شويم تحرکات انتخاباتي نامزد‌ها  بالا می گیرد و در قالب مصاحبه، سخنراني، سفر‌هاي استاني، نشست با شخصيت‌ها و گروه‌هاي مذهبي ، ملي  در خصوص چگونگي برنامه‌ها و عملکردهایشان  به هر شکل ممکن به تبليغ مي‌پردازند و شاهد هستيم در پاره‌اي از موارد خصوصا طرفداران نامزد‌ها مطالبي را بيان مي‌دارند که نه تنها موجب تنش در جو سياسي کشور مي‌گردد بلکه بعضا فضاي سياسي را ملتهب و چالش‌هاي ناخواسته‌اي را دامن مي‌زنند که برازنده نظام سياسي کشور ما و شخص گوينده و يا نامزد مورد نظر وي نمي‌باشد.

نامزدها و حامیانشان در آستانه برگزاری انتخابات هنگامی که احساس می کنند نقطه ضعف یا خلائی در انتخابات دارند و شانس رقبای خود را برای موفقیت در عرصه انتخابات بیشتر می بینند ، تلاش می کنند با بداخلاقی و تخریب رقبا این نقیصه خود را برطرف کنند و از این طریق به تخریب رقبای خود در انتخابات می پردازند و بدینوسیله  معمولا فضای سیاسی کشور در هنگامه انتخابات ها ملتهب می شود .

یکی از دلایلی که برخی رو به تخریب می آورند نداشتن هدف و برنامه ای در انتخابات است که  باعث می شود برای جلب توجه جامعه به کارهای غیر اخلاقی رو آورند  . بنابراین کاندیداهایی که دارای چنین شرایطی هستند و خود را در عرصه رقابت انتخاباتی یک بازنده می بینند اقدام به فعالیت های انحرافی می کنند و با دروغ گویی و تخریب شخصیت سعی در جبران کاستی های خود دارند.

قطعا همه بر این نکته تاکید دارند که رعایت اخلاق انتخاباتی از همه جهات چه برای اشخاص و افراد فعال در عرصه انتخابات و چه برای گروه ها و تشکل های سیاسی یک ضرورت محسوب می شود.علاوه بر این موازین قانونی در متن فرهنگ اسلامی نیز رعایت اخلاق اسلامی مورد تاکید بسیار قرار گرفته که علاوه بر ضرورت رعایت اخلاق در مسائل عمومی در عرصه انتخابات این وظیفه مضاعف می شود.لازمه این که مردم در فضایی سالم بتوانند به انتخاب اصلح دست یابند این است که واقعیت ها به گوش مردم رسیده و هر کس شایستگی های خود را در عرصه رقابت های انتخاباتی بروز دهد.اطلاع رسانی نادرست و تخریب رقبا که از مصادیق بداخلاقی در عرصه انتخابات است ، باعث تضییع حقوق مردم شده و هتک حرمت افراد را به دنبال دارد. قطعا افراد متدین از پیش گرفتن چنین رفتاری در انتخابات و عرصه های دیگر پرهیز می کنند.

اما پیامد رعایت نکردن اخلاق در انتخابات برای هر کس که دست به تخریب زده و اخلاق را رعایت نمی کند در حقیقت موجبات تخریب شخصیت خود را فراهم آورده است و تصور جامعه  این است که هر شخصی که با دست پر وارد عرصه انتخابات شده باشد نیازی به این رفتار که دور از شوون اخلاقی است ندارد و به نظر می رسد کسانیکه اقدام به تخریب شخصیت می کنند افرادی هستند که دستشان خالی است و با تخریب قصد دارند نقایص خود را جبران نمایند.

ملت ما از  شعور سياسي بالایی برخوردار است  و با  توجه به فرايند انتخابات و خروجي آن پسنديده نيست که افرادي به خود اين اجازه را بدهند که شعور سياسي مردم را ناديده گرفته و نسبت به طرح سلايق و علايق خود نمايند و موجبات دلخوري نامزدي گردند که در پاره‌اي از موارد موجب ناهنجاري سياسي در فضاي کشور شود که اذهان جامعه را مشوش و اخلاق انتخاباتي را مشوه نمايد. پس جا دارد در کشوري که شعور سياسي مردم بالاتر از شعور سياسي احزاب،گروهها و افراد سياسي قرار مي گيرد خود را قيم مردم ندانيم و بگذاريم تا مردم به آنچه اعتقاد دارند و به آنکس که او را لايق تر مي‌بينند راي دهند و از توهين، افترا و نسبتهاي ناروا خودداري نمائيم.

سخن آخر اینکه با توجه به درک و شعور بالای  مردم کشورمان نامزدها  از هرگونه  تندروي، اتهام و تخريب شخصيت افراد پرهیز کنند تا موجبات آرامش فردي و گروهي را در کشور فراهم آورند و موجب تضعيف نشاط در انتخابات نگردد قطعا نام هرکس از صندوق ها خارج شود حاکي از شکست نيست بلکه خواست مردمي است که مي‌خواهند سرنوشت خود را خود تعيين کنند.

 


 

 

+ نوشته شده توسط چرك نويس در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 و ساعت 14:37 |