تبليغاتX
چرک نوشته ها - دیدی آخر جدا شدی رفتی

دیدی آخر جدا شدی رفتی ، عاقبت بی وفا شدی رفتی

دیدی آخر تو هم همین جوری ، زن سر به هوا شدی رفتی

اهل این حرفا نبودی تو ، اهل این حرفا شدی رفتی

تا من از خانه پا شدم رفتم  ،  تو هم از خانه پا شدی رفتی

روسری را گره زدی محکم  ، مثلا با حیا شدی رفتی

همه اعضات  آهن و مس بود  ، پای  تا سر طلا شدی رفتی

به منو گریه های این بچه ، سخت بی اعتنا شدی رفتی

من همان مرد با خدا ماندم ،  تو زن نا خدا شدی رفتی

پس چرا هی تماس می گیری ،  تو که دیگر جدا شدی رفتی

(محمد سلمانی )

+ نوشته شده توسط حامد صالح آبادی در شنبه بیست و پنجم تیر 1390 و ساعت 12:1 |